تبليغاتX
دست نوشته های تنها

سلام

پارسال یه همچین وقت هایی با دو تا از دوستام وخانواده هاشون مشهد بودم ....امسال هم دلم هوایی اون بارگاه ملکوتی شده هوایی اون مهربون که حرفامو بدون اینکه نگاه به پروندم بیندازه گوش میده اما امسال یه اتفاقی افتاده که دلتنگیم برای امام رضا چند برابر شده .یکی از دوستام که توی سفر قبل با من بود حالا تو بستر بیماریه ومشکوک به....... به خدا حتی جرات آوردن اسم اون بیماری وندارم چون نمیتونم ببینم سید دیگه نمی تونه...... تو رو خدا دعاش کنید. چند روزی هست که می خوام درباره دلتنگی خودم با آقا چند کلمه بنویسم اما از بعداین قضیه دستم به نوشتن نرفت تا امروز که می خوام با آقا حرف بزنم!!!!

سلام آقای مهربون....

آقا جون یه حسی دارم که نمی تونم حرف بزنم انگار راه نفسم داره تنگتر وتنگتر میشه قلبم مثل اینکه از توی سینه ام داره بیرون میزنه ،میگن اسمش بغضه!!!! اسمش مهم نیست داره میکشتم!!! آقا دلم هوایی حرم شما شده،دوباره دلم تنگ صحن گوهر شادو انقلاب شده...آقای خوبم دوباره دلم هوای نشستن توی صحن جمهوری و خیره شدن به گنبد طلاییتون وکرده.. امام مهربون می دونم که من به قولهام وفا نکردم اما فرق شما با من توی همینه که شما به قولتون پایبندید پس بسم ا... پس دوباره با چشم کرم مثل همیشه به من نگاه کنیدو با یه اشاره جواز زانو زدن جلوی حرمتون وبهم عنایت کنید آقا از کرم شما دوره چون من بدم سراغم  و نگیرید بابا معلم خوب اینه که به شاگردای بدش بیشتر برسه! آقای مهربان  به مهربانیت قسم که منتظرم

منتظر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط تنها  | 

سلام .
رئیس جمهور چند روز پیش در شهر ما بودند.  در دیدار منتخبین  یکی از سهم خواهان ستاد انتخاباتی ایشان نا خوداگاه پشت تریبون آمد وشروع به  زدن حرف های دروغ ونامربوط در مورد یکی از پرکارترین مدیران این استان نمود  واتهام او را رای ندادن وانتظار نداشتن!!!!(دوباره بخوانید انتظار نداشتن!) وهمچنین انتقاد از رئیس جمهور اعلام کرد! او همچنین از رئیس جمهور خواست تا پست ها را از دشمنان بگیرد وبه خودشان!!!(دوستان بدهد) وحال جواب رئیس جمهور در مورد هتاکی این دانشجوی لیسانس فیزیوتراپی که خود را دکتر می نامد! ! (و البته ۱۰ سال است که دانشجو  می باشد!) را ببینید من شما را وحرف های شمارا درک می کنم! اما باید خون دل خورد و صبر کرد ! واصلاح گری کرد! بعضی وقت ها به دوستان می گویم .می فهمم که چقدر بزرگان دین خون دل خوردند!

من چند کلمه حرف رو می خوام به رئیس جمهور محترم که خودم هم بهش رای دادم وروزی برام یک اسطوره بود بزنم قضاوت با شما!...

 

جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ساده زیست ورجایی منش سلام ! خسته نباشد واقعا نمیدانم در شهر ما به شما خوش گذشت یا نه اما فکر کنم اینقدر سفر شهرستان ها شما را مشغول کرده بود که اصلا یادتان رفت به بهار ما نیم نگاهی کنید... حضرت رئیس دیدار منتخبین مردم با شما من را بسیار پکر کرده است به نظر شما این درست بود که شما حرف های یک نفر را که هنجار شکنی می کند وبدون وقت به ۱۰۰۰ نفر شرکت کننده در این جلسه توهین می کند بدون دلیل بپذیرید . آیا درست بود به جای اینکه بفرمایید  انتقاد از دولت من آزاد است جواب هایی را بدهید که خدای ناکرده نشان ار خفقان باشد...

آقای دکتر عزیز شاید بعضی ها فکر کنند که من با شما مشکل دارم اما اینطور نیست .من دلم می خواهد شما که دست رهبر عزیزمان را بوسیدی و دل بچه حزب اللهی ها را شاد کردید آن ها را نا امید نکنید ومانند رهبر عزیزمان که خودشان فرمودند من را هم نقد کنید نقد پذیر باشید ودست سهم خواهان را از دامان دولتتان کوتاه کنید.

آقای رئیس جمهور من فکر می کنم نیازی نباشد که از کسی در دولت مهرورزتان که حتی به خاطر تملق خیابان هارا آسفالت میکند متنفر باشید! من فکر میکنم باید هر چه زودتر سفر های استانیتان را که موجب همین تملق کاری ها شده است آنهم به دور از چشم شما قطع بفرمایید!

آقای رئیس جمهور به خدا  من دشمن شما نیستم که این حرف هارا میزنم من هم دوستتان دارم شاید هم بیشتر از به اصطلاح دوستانتان!

به خدا دوستتان دارم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط تنها  |