تبليغاتX
دست نوشته های تنها
سلام سال ۸۶ هم اومد

دوستان یه سال دیگه گذشت پر از بالا وپایین های دنیایی خوشبحال اون هایی که تو این بالا وپایین ها دل ودینشون به این دنیا گیر نکرد و سختیای دنیا براشون فقط یه امتحان وبود ودیگه هیچ!

یکی از دوستان یه شعری وبرام فرستادن که البته نمی دونم شاعرش کیه ولی خداییش هر بار که می خونمش دلمو بد جوری میسوزونه اخه یه جورایی میبینم درسته ان شاالله که شما مثل من نباشید

فريب ما مخور اقا دروغ ميگوييم

به جان حضرت زهرا دروغ ميگوييم

چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني

نيا نيا گل طاها دروغ ميگوييم

تمام چشم براهي و انتظار و فراق

و ندبه هاي فرج را دروغ ميگوييم

دلي كه مامن دنياست جاي مولا نيست

اسير شهوت دنياست دروغ ميگوييم

زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام

به پيش چشم خدا هم دروغ ميگوييم

كدام ناله غربت كدام درد فراق

قسم به ام ابيها دروغ ميگوييم

خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست

و ما به وسعت دريا دروغ ميگوييم

مرا ببخش عزيزم كه باز ميگويم

نيا نيا گل طاها دروغ ميگوييم


............................................

مولا جان درست است که بدکاریم اما به کرم زیبایت چشم دوخته ایم تا شاید گوشه چشمی به ما کنی وبا اشاره ای ما را از هر دو جهان آزاد فرمایید. که هر دو جهان بی وصال شما زندان است.

آقا!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت   توسط تنها  |