تبليغاتX
دست نوشته های تنها

سلام

 

سلام خداي مهربون امشب مي خوام يه چيزايي وبگم كه شايد كمتر گفته باشم .خداي مهربون  مي خوام اينبار براي همه اون چيزايي كه بهم ندادي ازشما تشكر كنم واسه همه آرزو هايي كه براورده نكردي هم مادي و هم معنوي آخه من كي هستم كه آرزويي داشته باشم.... خداي نزديكم! خيلي وقت ها فكر مي كردم وقتي سلام مي كنم شما از دستم نا راحت هستيد وجوابم ونمي ديد اما حالا مي فهمم نه يه چيز ديگه هست من هر چقدر كه بد باشم باز هم هر وقت سلام مي كنم شما با مهربوني جواب مي ديد اما دريغ كه گوش من سنگين شده ونمي شنوه آره سنگين از گناه !خداي رئوف وزيبام قسم به خودتون كه هر چقدر كه اين دنيا وآدما وزرق وبرقشون اذيتم ميكنند هر چقدر نامردي مي كنند بيشتر اميدم به شما بسته ميشه پس بزاريد همينطور آزارم بدن بزاريد اذيتم كنه اين دنيا اونوقته كه من با اشك شوق ميام به درگاه شما و عاشقونه ازتون امان مي خوام وميگم الهم اني اسئلك الامان يوم لا ينفع مال ولا بنون الا من اتي الله بقلب سليم وبعد سرم وميندازم پايين وبا اميد ميگم

 

    

 

           مولاي يا مولا انت العزيز واناالذيل  وهل يرحم الذليل الا العزيز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط تنها  | 

 

 

تند تند قدم بر مي داري انگارتوي يه مسابقه هستي سرت پايين ويه تسبيح دستت هرچي به دلت مياد سر زبون مياري هراز گاهي هم يه كمي سرت وبالا مياري وسريع دوباره پايين مي ندازي انگار كه شرم مي كني سرت و بالا نگه داري تا ميرسي به يه صحن خلوت وغريب مثل اسمش "" صحن قدس"" از اينجا خود به خود قدم هات سنگين ميشه دستت روي سينه ميچسبه ودونه هاي اشك غلط زنان گونه هاتو خنك مي كنند هر قدم انگار يه عمر طول ميكشه وارد راهرو مسجد گوهر شاد كه مي شي ديگه يه ذكر فقط به زبونت مياد كه صل الله وعليك يا علي ابن موسي الرضا(ع) هي تكرار وتكرار وتكرار تا يك دفعه يه گنبند زرد طلايي ميخكوبت مي كنه ونا خودآگاه به زبونت مياد السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا  واونقدر اين سلام واشك ها ادامه داره تا جواب سلام وحس كني .وچه حالي داره اونوقت كه با تمام وجود حس مي كني يه آقاي بزرگوار بهت ميگه سلام عليكم! كاش ميشد بعد از اين جواب سلام آدم جون بده وبميره تا ديگه هيچ صدايي وهيچ حسي ودرك نكنه آره با همين حال خوش جلوي پاي آقا                                                                         

  

           اين عكس وبا موبايل توي آخرين سفرم گرفتم

                                           بميره

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام !سلام خداي مهربون  مي د ونم از دستم نا راحت هستيد اما جواب سلام واجبه...

        

خدايا بد جوري دلم براتون تنگ شده براي جواب سلامتون براي ‌‌‌جشم بوشياتون!! مهربون دلم نه تنها براي شما كه براي خودم هم تنگ شده براي اونوقت هايي كه تا صداتون ميكردم اشك شوق از جشام جاري مي شد نه مثل حالا كه اكه اشكي هم بياد  از گناه هست وخجالت! مهربون به حق خودتون خسته شدم از گناه از بدبختي از دوري خسته شدم خدايا هر جيزي رو كه مي خواستيد فهميدم .اره فهميدم من بدون شما هيجم فهميدم من مال دل خوش كردن به اين دنيا نيستم فهميدم از خودم هيجي ندارم بس جوابمو بديد جوابمو بديد كه دارم دق ميكنم ببين مهربون دلتون مياد يكي اينطور زار بزنه بعد شما دست رد به سينه اش بزنيد خدايا جواب بديد جواب بديد جواب بديد...... خدايا سلام باز هم جواب نمي ديد  باشه باز هم اكه جواب نمي ديد من دوستتون دارم به مهربونيتون قسم اكه دلم بر گناه ونا باكه، باكش مي كنم اگه جشام لياقت نداره لايقش مي كنم فقط جواب سلام من بيجاره بد بخت وبديد قول ميدم  ، قول مي دم هموني  بشم كه شما مي خواستيد فقط جوابمو بديد

             خدايا سلام ...

 

فرداشب اين موقع ها توي حرم امام رضا(ع) هستم برام دعا كنيد اقا تحويلم بكيره منم قول ميدم شما رو دعا كنم حلال  كنيد يا  علي

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط تنها  | 

سلام امشب خیلی دلم گرفته بود همینطوری داشتم آرشیو مطالبم رو می خوندم که این مطلب ودیدم گفتم بازم بنویسم اونو چون دوباره همون حالت هستم بخونید!

بعضي وقتها آدم فكر مي كنه  خيلي حرفها براي گفتن داره اما يه چيزي هست كه جلوي لب باز كردن رو مي گيره شايد بهترين اسمي كه براي اون چيز بشه گذاشت بغضه! آره بغض!!! تا حالا شده بغض بيادو هر كاري كنيد نتونيد بتركونيدش تا حالا شده به دنبال يه بهونه بگرديد تا اينقدر داد بزنيد كه صداتون در نياد تا حالا شده دلتون بخواد يكي پيدا بشه يه سيلي محكم بهتون بزنه واشكتونو در بياره  تا حالا شده... هيچي اصلا!!!!!! خلاصه من الان اونطوري هستم!

يه وقتهايي آدم بيخودي دلش مي گيره به دون هيچ دليلي اما نه شايد يه دليلي داشته باشه ! شايد به خاطر يه گمشده باشه يا اينطور بگم به خاطر يه كسي كه گمش كرديم اون كسي كه نميدونيم كيه يا ... خلاصه اينو بگم كه خيلي بده آدم بغض داشته باشه اما نتركه  

دلم گرفته!!!

 

راستی دوتا سفر تو این دو هفته به احتمال  زیاد دارم یکی تهران یکی مشهد دعا  کنید برام دوتاش  خیر  باشه.یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت   توسط تنها  |