تبليغاتX
دست نوشته های تنها
 

سلام ........

ان شا ا... نماز وروزه هاي همه به درگاه باري تعالي مقبول افتاده باشه

دوستان داريم به شبهاي قدر نزديك ميشيم به شبهايي كه نامه يك سال ما رو به دستمون ميدن وشايد تو اين نامه بنويسند كه سال ديگه توي اين دنيا نباشيم پس تو همين ده يازده روز باقيمانده ماه ، حسابي درگاه خدا رو بچسبيم كه اگه سال ديگه نبوديم حسرت نخوريم خلاصه يه جورايي از خدا حاجت بخواييم كه فكر كنيم آخرين باره كه بهمون فرصت دادند من كه خيلي از اين قضيه مي ترسم .مي ترسم ماه رمضان آينده به جاي خودم فقط يادم باشه.....

الهي ! الهي كيف ادعوك خداياي من چطور بخوانمت كه جوابم را بدهي چطور بخوانمت كه به بنده بيچاره ات وقتي كه دستانش از همه جا كوتاه است با فضل وكرمت رفتار كنيد نه با عدل .مهربا نا ! من ! بنده عاصيت به سويت گريخته ام از ترس گناهانم  پس توبه ام را بپذير! عزيزا ! من بنده هستم وتو مولا! پس سزاوار ترين براي گدايي من و سازاوارترين براي بخشش وجود مقدست پس من گدايي مي كنم وشما ...

خـدايـي!

صادق

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام! سلام اي خداي مهربان...

خدا يا  شكرت! شكرت كه باز من را ،آري من گناه كار را  به در گاهت راه داده ايد وساكن حرم زيبايتان ساختيد وحال باز من مٌحرمم واحرام صيام پوشيده ام خداوندا ! چقدر زيباست وقتي سعي بين صفاي سحر تا مروه افطاررا طي ميكنم و با هر نفسم لبيكت را مي گويم! عزيزا حال كه به جاي 7 بار توفيق 30 بار طواف به دور خانه ات را به من عنايت فرموده ايد به من توفيق توبه نصوح را عنايت فرما تا پاك از حرمت خارج شوم ! كريما كمكم كن تا بتوان سوغات خوبي را از شهر عزيزت رمضان را مي گويم با خود ببرم توشه اي كه تا يك سال اين دل هر جاييم را بيمه كند وبر در خانه ات نگهدارد.خداي مهربانم كمكم كن! آري

 كـمـك!!!

صادق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام.....

ان شا ا... كه نماز وروزه همه شما دوستان عزيز قبول باشه  ومن بيچاره گناه كار وهم از دعا فراموش نكرده باشيد.....

دوستان كعبه حرم مكاني پروردگار است ورمضان حرم زماني خداوند متعال وحال ما ساكن در حرم خدا هستيم همانقدر كه حرم ملكوتي كعبه اش عزيز است وبودن در او محتاج سعادت ! ورود در حرم مبارك زمانيش هم محتاج توفيق.... بياييد چند روزي كه در اين حرم امن معتكفيم و از نعمت حضور در اين مكان الهي بهره ميبريم قدر لحظات را بدانيم با خداوند خود صادقانه صحبت كنيم وبگوييم كه:

خداوندا لبيك! گفتي بيا آمدم الهم لبيك! خدايا آمدم بگويم كه فقط تويي معبودم وتنها به تو دلبسته ام ودعوت غير تو را لبيك نخواهم گفت آمده بگويم لبيك لا شريك لك لبيك آمده ام نعمتهايت را شكر كنم وسپاست گويم آمده ام تا قربانيم رابپذيري آمده ام تا قربانيت شوم! خدايا بپذيرم كه سخت مشتاق وصال ورسيدن به درگاهت هستم خدا وندا....

لـبـيــک

 صادق

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام........

اولاٌ نماز وروزتون قبول انشا ا... توفيق استفاده از سفره نعمت وفضل خداوندي رو حسابي داشته باشيد ومن بيچار ومضطر روهم با حال خوشي كه تو اين ماه داريد دعا كنيد ....

دوماٌ :تا حالا شده كه اينقدر تشنه بشيد كه تمام وجودتون واسه يه جرعه آب بسوزه !تا حالا شده يه كسي رو اينقدر دوست داشته باشيد كه تا يادش مي ا فتيد واسمش ميارید اشك تو چشماتون حلقه بزنه! تا حالا شده از دوري  كسي اينقدر گريه كنيد تا خوابتون ببره و  اونو توي خواب ببينيد.من كه بارها  از اين اتفاقا برم افتاده  شما رو نميدونم اما  خداو كيلي اينقدر كه وقتي تشنمون ميشه دنبال آب مي ريم شده دنبال امام زمانمون باشيم.... اصلا شده تا حالا تشنه وجود ايشون باشيم  شده تا حالا شده برا دوري از اقا اينقدر گريه كنيم تا خوابمون ببره وتوي خواب وجود مقدسشو ببينيم...آي صادق آي دوستايي كه مثل صادق هستيد راه رو گم كرديم به خدا بد داريم ميريم توي پرتگاه بي تفاوتي نكه اقا ازمون اميد ببره نكنه ديگه اقا برا گناهاني كه مي كنيم گريه نكنه مار و لايق ندونه حتي بهمون اونطوري توجه كنه !!!بياييد از خدا به حرمت اين ماه بخوايم كه توفيق دلتنگي رو براي آقا به ما بده آره

دلتنگي!

صادق

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام...

 

انشا ا... كه حالتون خوب باشه چند وقتي بود كه به دليل مسافرت نتونستم به روز كنم وشما حسابي از دستم راحت بوديد!!!

خوب شعبان هم تموم شد ومن بازم باختم وحالا هم آخرين فرصت پيش روم هست و من بازم غافلم!!!. نمي دونم چند نفر مثل من اينطور هستند اما من كه حال وروزم خيلي خرابه و حال عبادت  عاشقانه ازم گرفته شده ودلم هم خيلي گرفته يه چند كلمه شرح حال خودمو بنويسم ويا علي يه خواهش هم دارم كه حسابي منو دعا كنيد كه خيلي خيلي محتاج دعاي خيرتون توي اين مدت هستم.

خداي مهربون سلام باز هم سلام!

خدايا! حالا كه گناه لباس ذلت به تنم پوشونده سرافكنده به در گاهت اومدم. اومدم كه بگم مهربون اگه به در گاه شمابا اميد نيام پس به در گاه چه كسي آرزو داشته باشم اگر باب  رحمت تو را دق الباب نكنم در خانه چه كسي را بزنم به من بگو خدايا! بگو كه چه كنم اگر به تو اميد نبندم وبه رحمتت طمع نداشته باشم! خدايا اگر از محضر بي كرانت آرزوهاي بي شمار دارم نه اينه كه تو را براي آرزو هام مي خواهم كه به د نبال بهانه اي براي چنگ زدن به ريسمان فضل شما هستم.خدايا هر چيز را كه مرا به در گاه بي كرانه ات نزديك ميكند در طالع من قرار ده و هر كاري كه  مرالحظه اي از عشق زيبايت دور مي كند  با هر وسيله اي بر حذر كن اي بهترين براي

                      عاشقي!!! 

صادق 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت   توسط تنها  | 

 

سلام ...

حالتون كه خوبه!

آقا امروز توي تمام كشور مراسم گلباران قبور مطهر شهدا بود خوب ما هم طبق معمول توفيق اجباري داشتيم وزيارت شهداديگه! قبل از مراسم يكم وقت داشتم گفتم بيامو سنت شكي كنم وبرم يه سري به قبور اموات بزنم آخه چند ساليه كه به جز قبور شهدا جاي ديگه نمي رفتم(اينم برا ريا!!!) خلاصه رفتم شروع كردم به قدم زدن توي قبور يكي جوان بود يكي پير ،يكي پولدار بود يكي بي پول خلاصه هي نگاه به اين قبر ها مي كردم وتو ذهن خودم با خودم حرف ميزدم تا اينجا كه رسيدم ببين اين آدما رو كه اينجا خوابيدن تا اين جمله اومد تو ذهنم يه پتك خورد توي سرم كه صادق بيچاره تو خوابي تو خوابت برده اينها بيدار شدن  به حال خودت شعر بخون كه مرده اي اما هنوز جون داري هنوز نفس مي كشي وانگار نه انگار زنده اي نه هيچ كاري نه توبه اي نه ذكري همش گناه گناه گناه...

اگه زنده اي هست ايتا هستند كه فهميدن اون دنيا چه خبره وماكه نمي دونيم مرده ايم اما عجب كه اينا كه مي فهمند  كاري از دستشون بر نمياد! وما كه كاري از دستمون بر مياد نمي فهميم خلاصه خيلي به حال خودم نگران شدم

نگران وگريان

صادق 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت   توسط تنها  |